پیش از آنکه داستان کتاب سورمهسرا رامبد خانلری را بنویسم، یادداشت پشت جلد کتاب را بخوانیم:
«من، شما و تمام آدمهایی که میشناسیم و نمیشناسیم در زندگی چیزهای باارزشی ازدست دادهایم؛ گاهی باارزشترین چیزمان را. این چیزهای باارزش بعدِ ازدسترفتن بهکجا میروند؟ بهجایی بهنام سورمهسرا. سهسال پیش همسرم را از دست دادم یعنی سهسال پیش همسرم خودش را کشت. حالا بعد از سهسال نامهای از او بهدستم رسیده است. خط و ربط خودش است و نامه را همین دیشب یا پریشب نوشته است. روی پاکت نامه مهر اداره پست سورمهسرا است. میخواهم تا سورمهسرا بروم و ببینم که چهجور جایی است؟ اگر شما هم ارزشمندترین چیز زندگیتان را ازدست دادهاید، شال و کلاه کنید با هم برویم.»
ماجرای رمان سورمهسرا
شخصیت اصلی داستان نامهای از همسر درگذشتهاش دریافت کرده است. او برای حلکردن این معما، راهی شهری یا روستایی بهنام سورمهسرا شده است. در این مسیر او به قبرستانی رسیده و بهاصرار سرایدار آنجا شب را همانجا میماند. بهنظر میرسد سرایدار از سرنوشت «هدیه» (همسر او) خبر دارد و مطمئن است که چندیپیش از اینجا گذشته و شبانه بهسمت سورمهسرا رفته است.
در ادامه، ماجراها از فضای رئال دور میشوند و حالتی فانتزی و تخیلی پیدا میکنند. چیزی که بهنظر میرسد این است که این قبرستان و سورمهسرا، نمادی از برزخ هستند. با خواندن داستان تا پایان، این معماها که هدیه کجا رفته است، چرا شخصیتهای فرعی داستان چنین فانتزی و ناواقعی مینمایند، و سورمهسرا دقیقاً کجاست بر خواننده روشن میشود.
درباره کتاب سورمهسرا
عنوان: سورمهسرا
نویسنده: رامبد خانلری
ناشر: نشر آگه و نشر بان (مجموعۀ سمر)
اولین انتشار: زمستان ۱۳۹۶ خورشیدی
نوبت انتشار: چاپ هشتم سال ۱۴۰۲
موضوع: رمان کوتاه ایرانی – داستان ایرانی معاصر
تعداد صفحات: ۱۱۵ صفحه
قیمت: ۹۰.۰۰۰ تومان
کتاب سورمهسرا داستان جالبی دارد و خانلری نویسندۀ کارآشناییست. خانلری در این داستان توانسته با زبانی ساده و روان، داستانی از مرگ و زندگی و عشق بسازد که خواننده را یکنفس با خود همراه کند و با تعلیقهای مناسب، او را تا آخر بهخواندن سرنوشت شخصیتهای داستان، مشتاق. امیدوارم از خواندن این رمان ایرانی لذت ببرید و دیدگاهتان را دربارهاش همینجا بنویسید.