رابرت مککی در کتاب داستان (ساختار، سبک و اصول فیلمنامهنویسی) از زاویۀ داستاننویسی به هنر سینما و نوشتن فیلنامه برای فیلمسازی پرداخته است. از ویژگیهای مثبت این کتاب، مثالهای بسیاری است که نویسنده از شاهکارهای سینمای جهان آورده تا مفاهیم را در شفافترین حالت ممکن آموزش دهد.
اگر به دنیای سینما، و فیلمنامهنویسی و فیلمسازی علاقهمند هستید، این کتاب میتواند منبع آموزشی خوبی برای شروع راه باشد. در ادامه فهرست کامل کتاب را خواهم نوشت تا با محتوای آن آشناتر شوید.
فهرست کتاب
بخش اول: نویسنده و هنر داستانگویی
مقدمه
فصل اول: مسئله داستان
بخش دوم: عناصر داستان
فصل دوم: گستره ساختار
فصل سوم: ساختار و موقعیت
فصل چهارم: ساختار و ژانر
فصل پنجم: ساختار و شخصیت
فصل ششم: ساختار و معنا
بخش سوم: اصول طراحی داستان
فصل هفتم: ماده خام داستان
فصل هشتم: حادثه محرک
فصل نهم: طراحی پرده
فصل دهم: طراحی صحنه
فصل یازدهم: تحلیل صحنه
فصل دوازدهم: ترکیب
فصل سیزدهم: بحران، نقطۀ اوج، گرهگشایی
بخش چهارم: نویسنده درحین کار
فصل چهاردهم: اصل تخاصم
فصل پانزدهم: معرفی
فصل شانزدهم: مشکلات و راهحلها
فصل هفدهم: شخصیت
فصل هجدهم: متن
فصل نوزدهم: شیوه نویسنده
فصل بیستم: پایان
کتابشناسی
واژهنامه
یادداشتها
چکیده کتاب داستان مککی
عناصر داستان
داستان زیبا، سمفونی منسجمی است که در آن ساختار، موقعیت، شخصیت، ژانر و ایده پیوندی ناگسستنی دارند. نویسنده باید برای هماهنگکردن این عناصر بهمطالعۀ عناصر داستان بپردازد چنانکه گویی این عناصر سازهای یک ارکسترند – نخست بهصورت مجزا و سپس درکنار هم.
حوادث داستان نباید جزئی و پیشپاافتاده باشند، بلکه باید بامعنا باشند؛ و برای اینکه تغییر بامعنا باشد باید با یک شخصیت آغاز شود، یا بهعبارتی برای یک شخصیت حادث شود. اگر ببینیم کسی زیر باران خیس شده، مسلماً بامعناتر از یک خیابان خیس است.
شخصیت دربرابر شخصیتپردازی
شخصیتپردازی یعنی حاصلجمع تمام خصایص قابل مشاهده یک فرد انسانی، هرآنچه که بتوان بادقت در زندگی شخصیت از او فهمید. این خصایص درکنار هم هویت منحصربهفرد هر انسان را میسازند، زیرا هریک از ما ترکیب خاصی از دادههای ژنتیکی و تجربیات عملی هستیم. این مجموعه یگانه و منحصربهفرد از خصایص انسانی، شخصیتپردازی است… امّا شخصیت نیست. شخصیت حقیقی یک انسان در تصمیماتی که در شرایط بحرانی میگیرد آشکار میشود؛ هرچه بحران و فشار بیشتر باشد این آشکارشدن کاملتر است و تصمیمی که گرفته میشود بهسرشت بنیادی شخصیت نزدیکتر.
زندگی بهخودیخود و درغیاب چارچوب هنر ازهمگسیخته و بیمعناست؛ امّا حسّ زیباشناختی بهفکر و احساس هماهنگی میدهد تا آگاهی ما را دوچندان کند و نقطهاطمینانی برای ما در زندگی واقعی فراهم نماید. خلاصه اینکه، داستان خوب همان چیزی را بهما میدهد که از زندگی نمیتوانیم بگیریم: تجربۀ عاطفی بامعنا. در زندگی، تجربه تنها با گذشت زمان و تأمل درآن معنا مییابد امّا در هنر، تجربه در زمان حال و درلحظۀ وقع بامعناست.
ایدۀ اولیه Premise
فرآیند آفرینش داستان بهطور کلی حرکتی است میان دو ایده: ایدۀ اولیه، یعنی ایدهای که نویسنده را بهخلق داستان برمیانگیزد، و ایده ناظر (Controlling Idea) یعنی معنای نهایی داستان که از طریقِ کنش و حس زیباشناختی موجود در نقطۀ اوج پردۀ آخر بیان و منتقل میشود؛ امّا ایدۀ اولیه بهخلاف ایدۀ ناظر، بهندرت در قالب یک جملۀ کامل بیان میشود و معمولاً پرسشی است که پایان آن نامعلوم است: «چه خواهد شد اگر…؟». ایدۀ ناظر در یک جمله بیان میشود و توضیح میدهد که چرا و چگونه زندگی از یک موقعیت وجودی درآغاز داستان بهموقعیت دیگری در پایان آن تغییرشکل میدهد.
یک آزمون ساده که درمورد هر داستانی بهکار میرود. سوال کنید: چهچیزی درخطر است؟ اگر قهرمان چیزی را که میخواهد بهدست نیاورد احتمالاً چهچیزی را ازدست میدهد؟ دقیقتر اینکه اگر قهرمان بهمقصود خود نرسد بدترین اتفاقی که برای او خواهد افتاد چیست؟ اگر برای این پرسش پاسخ قانعکنندهای وجود نداشته باشد داستان از پایه ایراد دارد و بهعنوان مثال اگر پاسخ این باشد که «اگر قهرمان شکست بخورد، زندگی بهحالت عادی بازخواهد گشت» در اینصورت این داستان ارزش تعریفکردن ندارد. زیرا چیزی که قهرمان میخواهد حقیقتاً باارزش نیست و داستان کسی که بهدنبال چیزی کمارزش یا بیارزش است نتیجهای جز کسالت و خستگی ندارد.
درگیری عاطفی بیننده از دو اصل پیروی میکند:
نخست همدلی: همذاتپنداری با قهرمان که ما را وارد داستان میکند و با حمایت از قهرمان درواقع از آرزوهایی که در زندگی داریم حمایت میکنیم. دوم، اصالت (Authenticity): ما باید باور کنیم، یا بهقول ساموئل تیلر کلریج، باید ناباوری خود را آگاهانه بهتعلیق درآوریم. اصالت بهمعنی واقعیبودن نیست. بهعبارت دیگر، داشتن فضا و محیطی معاصر، تضمینکنندۀ اصالت داستان نیست؛ اصالت یعنی داشتن دنیایی که دارای انسجام درونی است و بهلحاظ گستره، عمق و جزئیات یکپارچه و همگون است؛ بهقول ارسطو: «برای مقاصد داستان، یک نامحتملِ متقاعدکننده بر یک محتملِ نامتقاعدکننده ترجیح دارد.»
داستانگو مثل رفیقی است که دست بر شانۀ تماشاگر میگذارد و میگوید: بیا چیزی به تو نشان بدهم!
قانون بازگشتهای نزولی، که در زندگی واقعی و داستان بهیکسان صادق است، میگوید: هرچه چیزی را بهدفعات بیشتر تجربه کنیم، تاثیر آن کمتر میشود. بهبیان دیگر، نمیتوان یک تجربۀ عاطفی را پشتسرهم تکرار کرد و تاثیر خوبی ازآن گرفت.
لحظۀ تصمیم بحرانی باید لحظهای ایستا و ساکن باشد. این یک صحنۀ اجباری است. بیننده باید آن را روی پرده ببیند. او میخواهد همراه قهرمان درد و رنج این دوراهی را تجربه کند.
«اولین نسخه از هرچیزی مزخرف است!»
ارنست همینگوی
اصل تخاصم:
جذابیت فکری و گیرایی عاطفی قهرمان و داستانش بستگی کامل به نیروهای مخالف دارد.
نخستین گام در راه تبدیل یک داستان خوب به اثری شاعرانه، حذف ۹۰درصد از واقعیت است. اکثریت بسیار زیادی از اشیاء موجود در جهان باعث دلالتهای ضمنی نادرست در هر فیلمی میشوند. پس طیف تصاویر ممکن را باید بهشدت محدود و در حد اشیاء دارای دلالتهای مناسب خلاصه کرد.
اطلاعات کتاب
عنوان کامل: داستان؛ ساختار، سبک و اصول فیلمنامهنویسی
نویسنده: رابرت مککی
مترجم: محمد گذرآبادی
ناشر: شرکت کتاب هرمس
سال انتشار: ۱۹۹۷ میلادی
نوبت انتشار: چاپ چهلم ۱۴۰۴
تعداد صفحات: ۶۱۸ صفحه
قیمت: ۹۶۸۰۰۰ تومان
باتوجه به بالابودن قیمت نسخۀ کاغذی کتاب، من نسخۀ آنلاین را در طاقچه خواندم. این نسخه ۲۳۶۰۰۰ تومان قیمت دارد. اگر کتاب داستان نوشتۀ رابرت مککی را خواندهاید، لطفاً نظرتان را دربارهاش در بخش دیدگاهها بنویسید.